تبليغاتX
startColor = "#000000"; endColor = "#ff00c0"; stepIn = 20; stepOut = 20; autoFade = true; sloppyClass = false; hexa = new makearray(16); for(var i = 0; i < 10; i++) hexa[i] = i; hexa[10]="a"; hexa[11]="b"; hexa[12]="c"; hexa[13]="d"; hexa[14]="e"; hexa[15]="f"; document.onmouseover = domouseover; document.onmouseout = domouseout; startColor = dehexize(startColor.toLowerCase()); endColor = dehexize(endColor.toLowerCase()); var fadeId = new Array(); function dehexize(Color){ var colorArr = new makearray(3); for (i=1; i<7; i++){ for (j=0; j<16; j++){ if (Color.charAt(i) == hexa[j]){ if (i%2 !=0) colorArr[Math.floor((i-1)/2)]=eval(j)*16; else colorArr[Math.floor((i-1)/2)]+=eval(j); } } } return colorArr; } function domouseover() { if(document.all){ var srcElement = event.srcElement; if ((srcElement.tagName == "A" && autoFade) || srcElement.className == "fade" || (sloppyClass && srcElement.className.indexOf("fade") != -1)) fade(startColor,endColor,srcElement.uniqueID,stepIn); } } function domouseout() { if (document.all){ var srcElement = event.srcElement; if ((srcElement.tagName == "A" && autoFade) || srcElement.className == "fade" || (sloppyClass && srcElement.className.indexOf("fade") != -1)) fade(endColor,startColor,srcElement.uniqueID,stepOut); } } function makearray(n) { this.length = n; for(var i = 1; i <= n; i++) this[i] = 0; return this; } function hex(i) { if (i < 0) return "00"; else if (i > 255) return "ff"; else return "" + hexa[Math.floor(i/16)] + hexa[i%16]; } function setColor(r, g, b, element) { var hr = hex(r); var hg = hex(g); var hb = hex(b); element.style.color = "#"+hr+hg+hb; } function fade(s,e, element,step){ var sr = s[0]; var sg = s[1]; var sb = s[2]; var er = e[0]; var eg = e[1]; var eb = e[2]; if (fadeId[0] != null && fade[0] != element){ setColor(sr,sg,sb,eval(fadeId[0])); var i = 1; while(i < fadeId.length){ clearTimeout(fadeId[i]); i++; } } for(var i = 0; i <= step; i++) { fadeId[i+1] = setTimeout("setColor(Math.floor(" +sr+ " *(( " +step+ " - " +i+ " )/ " +step+ " ) + " +er+ " * (" +i+ "/" + step+ ")),Math.floor(" +sg+ " * (( " +step+ " - " +i+ " )/ " +step+ " ) + " +eg+ " * (" +i+ "/" +step+ ")),Math.floor(" +sb+ " * ((" +step+ "-" +i+ ")/" +step+ ") + " +eb+ " * (" +i+ "/" +step+ ")),"+element+");",i*step); } fadeId[0] = element; } پ مثل پروانه

پ مثل پروانه


به زودی این وب پاک می شود... ولی نگران نباشید . من یک وب دیگر درست  کرده ام.

که به زودی آدرسشو به دوستان می دهم.

فعلا بای...

+ نوشته شده در سه شنبه 2 مهر1387ساعت 0:21 قبل از ظهر توسط بهاره |


 

موضوع انشا شاهزاده خانم ما شده عنوان بالا. از اون جايي كه شاهزاده خانم خودش بعد از 1 دقيقه فكر

 كردن مغزش به جايي نرسيد و ديد زيادي داره فسفر مي سوزونه تصميم گرفت از ملكه و پادشاه

بپرسه...

ملكه خانم درحالي كه داشت كاراي روزانه رو انجام مي داد و ناهار مي پخت گفت : اين چه سوالي

ديگه ... خوب معلومه علم... من وقتي هم سن و سالاي تو بودم توي مدرسه بهترين شاگرد...

شاهزاده خانم كه نمي خواست دوباره داستان هاي مادرش در مورد موفقيت هاش توي زندگي و درس

رو كه 10 بار شنيده بود دوباره بشنوه بدون مقدمه پريد توي حرف مامانش و پرسيد : چرا؟

ملكه كه از اين رفتار بي شرمانه ي دخترش ناراحت شده بود و داشت فكر مي كرد بايد سر اين قدر

نشناس رو ازتنش جدا كرد( !!!!!!!!!!!) ادامه داد : يعني چي چرا ؟ مگه نمي خواي انشا بنويسي پس

 حرف نباشه و بنويس علم . اين تنها چيزي ست كه خانم معلم مي خواد بشنوه و تو بايد بنويسي در

غير اين صورت بايد قيد 20 رو بزني!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شاهزاده كه كمي جا خورده بود سريع خودش رو جمع و جور كرد و خواست ازاتاق خارج بشه كه تلپ

خورد زمين!!!!!! ( ببخشيد اين ربطي به داستان نداشت اين مشكل من نيست كه شاهزاده يه كم دست

 و پا چلفتي است!!!)

حالا نوبت پدر خانواده يعني شاه بود.

و اين بود جواب پادشاه : دختر گلم هيچ چيز جاي پو... نه علم رو نمي گيره. اگه پو.. نه علم نباشه

زندگي انسان بر باده. پس پو... نه علم خيلي مهمه . و وقتي لب ولوچه ي شاهزاده خانم رو آويزون ديد

گفت : ديگه هم از اين سوالا از من نپرس.

و وقتي شاهزاده خانم ديد كه حرف پدرو مادرش با اون چيزهايي كه مي بينه تطابق نداره تصميم گرفت

 اصلا انشا ننويسه... و معلمش رو هم تهديد كرد اگه بدون انشا بهش 20 نده سرش رو از  تنش جدا

كنه...!!!!!!!!

 ( البته جواب این سوال کاملا با توجه به شرایط جامعه ی ما واضه و مبرهن است ولی ...)

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 10:18 بعد از ظهر توسط بهاره |


 

چند روز پيش وقتي شاهزاده خانم داشت توي باغ قصرشون راه مي رفت به ياد بدشانسي هايي افتاد

كه توي اين چند روزه براش پيش اومده. راستش كمي تا اندكي از اين بدشانسي هاش خسته شده بود.

داشت فكر مي كرد كه يه دفعه پريد بالا و ديگه نيودمد پايين!!!!!!و داد زد كشف كردم كشف كردم و همين

جور رفت توي خيابون... ( ببخشيد يه دفعه داستانا با هم قاطي شدند...!!!!!!)

داشت فكر مي كرد كه به يه موضوع خيلي مهم دست يافت اونم اينه كه كل اين تابستون نفرين شده

بود!!!!!!!!!!!!! معلوم نبود كدوم يكي از اين دشمناي بد شاهزاده خانم ( از همونايي كه تو كارتونا

هست ... هميشه زشتن) رفته بود پيش اين جادوگراي دوره گرد و شاهزاده ي قصه ي ما رو نفرين كرده

بود( ببخشيد ... ببخشيد ...ايشون خيلي بي جا كردن ... مگه شهر هرته !

آقا من شكايت مي كنم ... پوستتو مي كنم ... شاهزاده رو طلسم مي كني ؟ مگه اين كه دستم بهت

نرسه... مي دونم چي كار كنم ... )كه كل اين تابستون رو بدشانسي مي آورد.

نتيجه گيري : شاهزاده خيلي زيبا و باهوش است !!!!!!!!!

علت نوشتن اين موضوع : بعد از اتصال كامپيوتر به اينترنت تلفن ما قطع شد...!!!

+ نوشته شده در شنبه 23 شهریور1387ساعت 9:47 بعد از ظهر توسط بهاره |


سلام سلام سلام

بعد از کلی غیبت الان بهتره جبران کنم . ممنون از همه ی اون هایی که منو یادشون نرفته...

برای این پست می خوام یکی از کارای خودم رو بهتون نشون بدم.

توضیح: این عکسی رو که در بالا می بینید یه عکس کارتونی مثل همه ی عکس های دیگه است البته

چشماش قرمز بود من اشتباهی سفید و save  ش کردم . جدا از این اشکال بقیه ی چیزاش هیچ تغییری

 نکرده . حالا من توی دفترم براش یه لباس کشیدم و روش پیاده کردم.

اگه می خوای اون لباسی رو که من روش پیاده کردم رو ببینید روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.

روش زحمت کشیدم. فکر نکنید مسخره بازی است تا ؟.... چشم هامو کلی اذیت کردم تا شد این...

راستی من فقط با مووس کار می کنم...!!!هیچ سیستم دیگه ای ندارم...

نظرتونو بهم بگید . منتظرم...

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت 8:36 بعد از ظهر توسط بهاره |


مژده مژده مژده....

سلام سلام سلام

بلاخره بعد از كلي تلاش و زحمت و خون دل خوردن و كلي غصه خوردن و التماس كردن و...(اگه همشو

بگم سرتون سوت مي كشه . منم كه خيلي نگران سلامتي شما هستم اين كارو نمي كنم ) كامپيوتر

ما دوباره به اينترنت وصل شد...

 راستش همين چند دقيقه پيش كامپيوتو ما از تعمير گاه مرخص شد . الان دارم از خوشحالي بال در مي

 يارم . الان دارم روي ابرا پرواز مي كنم . واي اين ابره چه نرمه!!!!!!!!!!!!!

هي اون يكي چه قدر شبيه خرسه!!!!!!!!!!!

هي ... پامو ول كن ... ولم كن .... داره بهم خوش مي گذره... اه ... بازم كه اومدم روي زمين!!!!!!!!!!

اين آدم هاي حسود نمي ذارن يه كم روي ابرا خوش باشم . همش پامو مي كشن مي گن بيا پايين...

نخند ... مي خنده ... اگه تو هم جاي من بودي و بعد از يه ماه دوباره كامپيوترت به اينترنت وصل مي شد

 معلوم بود كه هزيون مي گفتي....

خوب ديگه سرتونو درد نمي يارم . تا يه مدتي مي خوام به روز رساني بشم . ( جبران نبودن هام)

فعلا باي...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت 0:38 قبل از ظهر توسط بهاره |


 

من همچنان در كف تعمير كامپيوترم...

 

 

$$$$ــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ مثل پروانه ــــــــــــــــــــــــــــــ$$$$

__$$$$$$$$*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*$$$$$$$$

___$$$$$$$$$$,,_______________,,$$$$$$$$$$$$

____$$$$$OO$$$$$ـــ*ـــــــــــــــــــــ$$$$OO$$$$$

____$$$OOOO$$$$$,_/'.___.\'_,,$$$$$OOOO$$

____$$$$$$O.$$$$$$,, '/.__,\'_$$$$$$$$.O$$$$$

____$$$$$$$$$$$$$$$$.@:.$$$$$$$$$$$$$$$$

______***$$$$$$$$$$$@@$$$$$$$$$$$***

______________*$$$$$$@.$$$$$$*

_____,,$$$$$$$$$$$$$* @ *$$$$$$$$$$$$,,,

____*$$$$$o$$$$$$$*_@@_*$$$$$$$o$$$$$

___,,*$$$$$ooo$$$$$__.@.__*$$$$$ooo$$$$$,, _________*،،

_,,*___*$$$$$o$$$$$___*___*$$$$$o$$$$*__ *',, _________*،،

*____,,*$$$$$$$$$$_________$$$$$$$$$$*,,____* __oo__*

______,;****$$**'____________**'$$***,,

____,;'*_____*__________________*___ '*,,

,,,,.;*______*______________________*__ .*,

*.° ..............*.................................................O...*،،..................@o*

o.................*o....................................................oo..*..............oO

...°...................O......................................................o..*..ooo

....O ...............O.o........................................................*o

.......°o O ° O ............o..Oo................................................O

.................° ..........................o*...........................................Oo

.............. ° ..........................?*...............................................O

............. O..............................?*..........................................@o

.............o....o°o .....................پ...........................................ooo

.................O....° ..................م..........................................oOoo

............o°°O.....o ............ث..........................................oo@oo

...........O..........O .........ل.......................................@ooOooo

............° o o o O ..پروانه..................................**oo@Oooo

......................? *....O

...................? *........oo

...............? *..............oOoo

...........? *.....................ooo@o           

........? *

....? *

.? *

*?´¨) *

¸.-´¸.-?´¨) ¸.-?¨)

(¸.-´ (¸.-` ??´¨) ?.-´¯`-.-

 

تورو خدا يكي همت كنه بياد اين كامپيوتر رو ببره تعميرگاه...من زبونم مو در آورد

 

 از بس گفتم.

 

يه داستان جالب بگم بخنديد.

 

شاهزاده خانم بعد از اين كه كامپيوترشون خراب شد شال و كلاه كرد تا بره يه كارت

 

بخره و بره خونه ي همسايه شون. بعد از كلي مقدمه چيني گفت قصدش از اومدنش

 

رفتن توي اينترنت بوده . از اونجايي كه شاهزاده ي قصه ي ما خيلي زيادي خوش

 

شانسه دختر همسايه بهش گفت كه ديروز كامپيوتر خراب شده و مي خوايم ببريمش

 

تعميرگاه.

 

شاهزاده خانم هم با ناراحتي اومد خونه و با ملكه مغزاشونو ريختن روي هم تا ببينن

 

چي كار كنن. ديدن توي اون نزديكي ها فقط خونه ي عموشون هست كه مي تونه بره.

 

شاهزاده ي قصه ي ما هم فردا صبح دوباره شال و كلاه كرد تا بره ببينه اين دفعه چي

 

مي شه.

 

بچه ها نگم بهتره...

 

اصرار نكنيد ..... نمي گم

 

آخه چي از جون اين شاهزاده ي بخت برگشته مي خواين؟

 

بذارين خودش بسوزه و بسازه...

 

حالا كه اصرار مي كنيد باشه مي گم. شاهزاده خانم سربازاشو توي حيات با يه زوري

 

جا داد و خودش رفت داخل. البته يه دو سه تا سرباز رو برد داخل. ( خودتون كه بهتر

 

مي دونيد . از اون جايي كه شاهزاده ي ما خيلي معروف بود دشمن ها هميشه در

 

كمينش بودن!!! واسه همين دليلي نمي ديد كه ريسك كنه.)

 

خوب ،خلاصه ي مطلب شاهزاده با غرور و افتخار وارد شد و بدون اجازه رفت

 

نشست پشت كامپيوتر .

 

چشمتان روز بد نبيند. كامپيوتر اون ها هم نمي رفت توي اينترنت ...

 

علت ؟ علت چي بود؟ اين كه روشنه... اون ها هم سيستم كامپيوتر رو عوض كرده

 

 بودن .

 

ديگه از حال روز شاهزاده خانم نخواين كه بگم . به تمام معنا آويزون شده بود. نزديك

 

بود از حال بره ولي نرفت ( چون پوست كلفت تر از اين ها بود)

 

به پيشنهاد پسر عمو رفتن كافي نت ولي اونم بسته بود.( نخند آقا... بسه ديگه .... يه

 

چيزي بهت مي گما!!؟ من گفتم بخند نه اين اينجوري ؟!!!)

 

خلاصه سرتونو درد نيارم . فقط انگار آيه اومده بود كه شاهزاده خانم نبايد بره توي

 

اينترنت. حالا هم اومده خونه ي خواهرش.

 

خوب ديگه مي دونم الان دارين به اين همه خوش شانسي غبطه مي خورين ولي

 

خودتونو بگيريد .

 

بسه ؟ نمي دم . خودتو هم بكشي بهت يه كمي از خوش شانسي ام رو نمي دم .

 

مي گم من بهتره ديگه برم به با اين همه شانس يه كاري بكنم. شايد

 

 فروختمش!!!!!!!!!! بعد به جاش يه كامپيوتر خريدم!!!!!!!!!!!!!!!

 

فعلا باي...

 

+ نوشته شده در شنبه 12 مرداد1387ساعت 12:12 بعد از ظهر توسط بهاره |


یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

 

وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم

 

 

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

 

گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم

 

 

 

یادمان باشد سر سجاده ی عشق

 

جز برای دل محبوب دعایی نکنیم

 

 

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد

 

طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 7:43 بعد از ظهر توسط بهاره |


$$$$ــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ مثل پروانه ــــــــــــــــــــــــــــــ$$$$

__$$$$$$$$*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*$$$$$$$$

___$$$$$$$$$$,,_______________,,$$$$$$$$$$$$

____$$$$$OO$$$$$ـــ*ـــــــــــــــــــــ$$$$OO$$$$$

____$$$OOOO$$$$$,_/'.___.\'_,,$$$$$OOOO$$

____$$$$$$O.$$$$$$,, '/.__,\'_$$$$$$$$.O$$$$$

____$$$$$$$$$$$$$$$$.@:.$$$$$$$$$$$$$$$$

______***$$$$$$$$$$$@@$$$$$$$$$$$***

______________*$$$$$$@.$$$$$$*

_____,,$$$$$$$$$$$$$* @ *$$$$$$$$$$$$,,,

____*$$$$$o$$$$$$$*_@@_*$$$$$$$o$$$$$

___,,*$$$$$ooo$$$$$__.@.__*$$$$$ooo$$$$$,, _________*،،

_,,*___*$$$$$o$$$$$___*___*$$$$$o$$$$*__ *',, _________*،،

*____,,*$$$$$$$$$$_________$$$$$$$$$$*,,____* __oo__*

______,;****$$**'____________**'$$***,,

____,;'*_____*__________________*___ '*,,

,,,,.;*______*______________________*__ .*,

*.° ..............*.................................................O...*،،..................@o*

o.................*o....................................................oo..*..............oO

...°...................O......................................................o..*..ooo

....O ...............O.o........................................................*o

.......°o O ° O ............o..Oo................................................O

.................° ..........................o*...........................................Oo

.............. ° ..........................?*...............................................O

............. O..............................?*..........................................@o

.............o....o°o .....................پ...........................................ooo

.................O....° ..................م..........................................oOoo

............o°°O.....o ............ث..........................................oo@oo

...........O..........O .........ل.......................................@ooOooo

............° o o o O ..پروانه..................................**oo@Oooo

......................? *....O

...................? *........oo

...............? *..............oOoo

...........? *.....................ooo@o           

........? *

....? *

.? *

*?´¨) *

¸.-´¸.-?´¨) ¸.-?¨)

(¸.-´ (¸.-` ??´¨) ?.-´¯`-.-

 

من اومدم...!!!!!!!!!!!!!!!!

 

سلام سلام سلام

 

يه سلام براي همه ي كساني كه به وب من سر مي زنند و نظر يادشون نمي ره.

 

راستش علت اين كه اين قدر دير آپ كردم اين بود كه متاسفانه چون كامپيوتر ما

 

ديگه داره آخراي عمرشو مي گذرونه و ديگه تواني براش نمونده مدام مي ره

 

تعمير گاه و هي مجبوريم windows اونو عوض كنيم.

 

من يادم رفته بود كه با عوض كردن windows اون انترنت و word   هم پاك

 

مي شه . خلاصه ديگه سرتونو درد نمي يارم كه من موندم و يه كامپيوتر بي

 

مصرف .

 

حالا هم توي كافي نت هستم . باور نمي كنيد . كه من چه قدر بدشانسم . يه بدشانس

 

به تمام معنا . توي اين مدت همش بدشانسي پشت بدشانسي برام مي اومده.

 

خوب الان و در حال حاضر هيچ مطلب قشنگي ندارم كه براتون بذارم . ولي قول

 

 مي دم به زودي جبران كنم.

 

خوب ما دوباره رفتيم تا ببينيم كه حاضر مي شه اين كامپيوتر رو ببره تعميرگاه...

 

راستی با این که گذشته و یه کم دیر شده ولی بازم می گم :

 

روز پدر مبارک

 

فعلا...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 7:9 بعد از ظهر توسط بهاره |


$$$$ــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ مثل پروانه ــــــــــــــــــــــــــــــ$$$$

__$$$$$$$$*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*$$$$$$$$

___$$$$$$$$$$,,_______________,,$$$$$$$$$$$$

____$$$$$OO$$$$$ـــ*ـــــــــــــــــــــ$$$$OO$$$$$

____$$$OOOO$$$$$,_/'.___.\'_,,$$$$$OOOO$$

____$$$$$$O.$$$$$$,, '/.__,\'_$$$$$$$$.O$$$$$

____$$$$$$$$$$$$$$$$.@:.$$$$$$$$$$$$$$$$

______***$$$$$$$$$$$@@$$$$$$$$$$$***

______________*$$$$$$@.$$$$$$*

_____,,$$$$$$$$$$$$$* @ *$$$$$$$$$$$$,,,

____*$$$$$o$$$$$$$*_@@_*$$$$$$$o$$$$$

___,,*$$$$$ooo$$$$$__.@.__*$$$$$ooo$$$$$,, _________*،،

_,,*___*$$$$$o$$$$$___*___*$$$$$o$$$$*__ *',, _________*،،

*____,,*$$$$$$$$$$_________$$$$$$$$$$*,,____* __oo__*

______,;****$$**'____________**'$$***,,

____,;'*_____*__________________*___ '*,,

,,,,.;*______*______________________*__ .*,

*.° ..............*.................................................O...*،،..................@o*

o.................*o....................................................oo..*..............oO

...°...................O......................................................o..*..ooo

....O ...............O.o........................................................*o

.......°o O ° O ............o..Oo................................................O

.................° ..........................o*...........................................Oo

.............. ° ..........................?*...............................................O

............. O..............................?*..........................................@o

.............o....o°o .....................پ...........................................ooo

.................O....° ..................م..........................................oOoo

............o°°O.....o ............ث..........................................oo@oo

...........O..........O .........ل.......................................@ooOooo

............° o o o O ..پروانه..................................**oo@Oooo

......................? *....O

...................? *........oo

...............? *..............oOoo

...........? *.....................ooo@o           

........? *

....? *

.? *

*?´¨) *

¸.-´¸.-?´¨) ¸.-?¨)

(¸.-´ (¸.-` ??´¨) ?.-´¯`-.-

 

 

سلام به همگي ...

خوبيد ؟ خوشيد ؟ در سلامتي كامل به سر مي بريد؟ هووووووو

مي خواستم يه خبري بهتون بدم البته با اين كه قصه اش درازه ولي من براتون تعريف مي كنم:

جونم براتون بگه كه .... يكي بود يكي نبود ... يه شاهزاده اي بود كه يه وبلاگ درست كرده بود... يه روز يه شاهزاده ي ديگه از يه كشور ديگه بهش نظر مي ده و آخر نظرش عكس يه پروانه مي زنه...

شاهزاه ي قصه ي ما وقتي پروانه رو مي بينه ميگه نيگا اين پروانه چه قدر بامزه است و به اسم وب من مي ياد ( اسم وبش پ مثل پروانه بوده ) ... خلاصه عكس پروانه رو كپي مي كنه و مي برتش توي word  و يه كم تغيرش مي ده و خوشكلش مي كنه و تصميم مي گيره كه بالاي هر نوشته اي كه مي زنه توي وبش اين پروانه رو هم بزنه ( البته براي يه مدت كوتاهي چون شاهزاده ي قصه ي ما زود از يه چيزي خسته مي شه )

خوب حالا هم از دوستاش مي خواد كه بهش بگن كه با نظرش موافقن يا نه ؟ ( البته اگه مخالف باشن بازم شاهزاده ي قصه ي ما كار خودشو مي كنه ...!!! حالا علت اين كه اين سوال كرد اينه كه مي خواد بهش نظر بدن ... البته بين خودمون بمونه كه اگه شاهزاده بفهمه ناراحت مي شه ـ باور كنيد حالم خوبه ولي شايد چون 3 نصف شب دارم اينو مي نويسم يه كم مغزم در حال استراحت باشه !!!!!!!!!!)

خلاصه قصه ي ما به سر رسيد .... كلاغه هم كه هنوز تو راهه... بيچاره كلاغ اولي مرد و حالا نتيجه اش داره راهشو ادامه مي ده....

نظرتون چي بود؟

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 3:19 قبل از ظهر توسط بهاره |


شمع مي سوزد و پروانه به دورش نگران

من كه مي سوزم و پروانه ندارم چه كنم

 

+ نوشته شده در یکشنبه 9 تیر1387ساعت 9:42 قبل از ظهر توسط بهاره |



 



Design by : Night Skin